سديد الدين محمد عوفى

72

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

وَ وَصَّيْنَا الْإِنْسانَ بِوالِدَيْهِ حُسْناً وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما آن بود كه چون سعد وقاّص مسلمان شد مادر او جهينه دختر ابو سفيان بشنيد و به در مسجد پيغمبر آمد « 1 » و سر « 2 » برهنه كرد و در روى « 3 » آفتاب بايستاد و سوگند خورد كه در سايه ننشيند و سر نپوشد و طعام نخورد و شراب نياشامد تا سعد از دين محمّد برنگردد ، و زبان‌درازى بر محمد « 4 » مىكرد و سخنان ناسزا مىگفت . سعد برخاست و نعلين در ربود و خواست كه مادر را « 5 » بزند و برنجاند . در حال اين آيت نازل شد كه ما مىفرماييم « 6 » مر « 7 » سعد را به « 8 » نكويى كردن با « 9 » مادر و پدر و به مراعات زندگانى كردن با ايشان ، آنگاه بيان كرد وَ إِنْ جاهَداكَ عَلى أَنْ تُشْرِكَ بِي ما لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ فَلا تُطِعْهُما يعنى اگر مادر « 10 » با تو خصومت كند « 11 » تا مشرك شوى و چيزى كه سزاى خداوند نباشد با من بيان گردانى « 12 » زينهار در آن معنى ايشان را طاعت مدار و آنچه نشايد مكن « 13 » و اين « 14 » دليل است بر آنكه با اميران جابر به « 15 » مدارا زندگانى بايد كرد و بر « 16 » كار دنيا بر « 17 » ايشان بيرون نبايد آمد و خلاف ايشان نبايد كرد ، باز چون كار به دين و مسلمانى رسد و تعدّى ايشان به توهين قاعدهء اسلام « 18 » بازگردد آنگاه اعراض شايد كرد « 19 » و « 20 » بهيچ‌روى درين باب مداهنت نشايد .

--> ( 1 ) مپ 2 + عليه السلام . ( 2 ) مج + خود . ( 3 ) متن و مپ 2 - روى . ( 4 ) مج : و زبان به محمد دراز . ( 5 ) متن - را . ( 6 ) متن و مپ 2 و بنياد : كه مىفرمايد . ( 7 ) متن و مپ 2 و بنياد : تا ( 8 ) متن و مپ 2 و بنياد : به ( 9 ) مج : در حق ( 10 ) مج - مادر . ( 11 ) مج : كنند . ( 12 ) مج : خداونديست بدانى و با من انباز گوئى . ( 13 ) مج : مگوى . ( 14 ) مج + آيه . ( 15 ) مج + رفق و . ( 16 ) مج : در . ( 17 ) مج : با . ( 18 ) مپ 2 : مسلمانى ( 19 ) مج : اغماض نشايد كرد . ( 20 ) متن و مپ 2 - و .